صفحه اول  پيوندها

فرستادن نظرات

بازتاب

نقد و مصاحبه

XML RSS

داستان

كتابخانه

هنجن را ديدم

از همان دقايقي كه پايم به «هنجن» رسيد، حسرت تمام سال هايي را خوردم كه مسير تهران- اصفهان را گز كرده ام و هنجن را نديده ام. تماشاي ابيانه ما را به سمت هنجن كشاند، اما زيبايي هنجن، هيچ اجازه نداد كه بگويم ابيانه را ديدم.

بیایید درباره ی خود اثر حرف بزنیم

اشاره داشتم قبل از این که برخی ها وقتی می خواهند درباره ی اثری حرف بزنند، از چیزهایی می گویند که آن اثر ندارد و چون آن ویژگی ها را ندارد،از دید منتقد محترم می شود کار مورد علاقه. سطرهای زیر درباره ی یکی از مجموعه های تازه منتشر شده، است.  یاداشت نویس محترم، بجای آن که از ویژگی های منحصر بفرد کتاب مورد نظرش بنویسد، قصد تسویه حساب با دیگران را دارد. این توضیح را بدهم که اتفاقا کتاب مورد نظر این یاداشت نویس محترم، یکی از کتاب های خوب و قابل تاملی است که در این روزها به چاپ رسیده.

: نثر ساده و بي تکلف است، اهل بازي هاي فرمي و کلامي نيست و ادا و اصول ندارد. مشخصاتي که هر چند در ادبيات امروز يک پيش فرض است و نمي توان آن را امتيازي براي نويسنده به حساب آورد اما با توجه به کتاب هاي جديدي که چاپ مي شود - که از بعضي از آنها تمجيد و تقدير مي شود و به طور اغراق آميزي به چاپ هاي چندم هم مي رسند،- مي توان سادگي را يکي از مشخصه هاي يک کتاب خوب دانست.

يکي ديگر از مشخصه هاي داستان هاي ... اين است که آنها را نمي توان در يک گروه يا قالب دسته بندي کرد؛ قالب هايي که مدت ها بر ادبيات ما چنبره زده بود و براساس نوع نگارش و داستان هاي هر کس مي توانستي تشخيص بدهي که از کدام محفل بيرون آمده يا شاگرد کدام استاد است، اتفاقي که خوشبختانه در ادبيات امروزمان کمتر شاهد آن هستيم.

خيابان

خيابان مثل خانه است. خانه يي كه در آن زندگي مي كنيم. براي هر فرد يك خاطره دارد. در خيابان مي شود راه رفت و آدم هاي متفاوتي ديد و از هر چهره يي چيزهايي فهميد. در خيابان مغازه است كه مي توان از ان چيزهاي مورد نياز را تهيه كرد. در خيابان ها بعضي زا بچه ها گم مي شوند، پيدا مي شوند. اين خيابان است كه جان بعضي از مردم را مي يگرد و بعضي را راهي بيمارستان مي كند. هنگام قدم زدن در خيابان فكر هر فردي به يك چيزي مشغول است. مي توان در خيابان راه رفت و شعر گفت. در خيابان بعضي ها آرامش دارند. كسي كه با يكي از اعضاي خانواده اش جر و بحث كند مي تواند در خيابان راه برود و فكر كند. خيابان تصادفات زيادي دارد. خيابان ايستادن دارد.

سينه مهر، پانزده ساله

از كتاب سيب هاي كابل شيرين است( زندگي كودكان افغاني در ايران)

6 كتاب؛ نامزدان نهمين جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات

 

3 مجموعه‌داستان و 3 رمان نامزد نهايي دريافت نهمين دوره جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات شدند.

احمد غلامي داور و دبير 9 دوره جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، اسامي نامزدهاي نهايي اين دوره را اعلام كرد.

بر اين اساس، «آن گوشه‌ي دنج سمت چپ» نوشته مهدي ربي، «ها كردن» نوشته پيمان هوشمندزاده و «گوساله‌ي سرگردان» نوشته مجيد قيصري، نامزدهاي دريافت اين جايزه در بخش مجموعه داستان هستند.

در بخش رمان نيز، «از ياد رفتن» اثرمحمدحسين محمدي، «بطالت» اثر احسان نوروزي و «قهقهه در خلاء» اثر منصور هاشمي به‌عنوان نامزدهاي نهايي معرفي شدند.

به گفته دبير جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات مراسم پاياني و معرفي برگزيدگان در هفته پاياني آذرماه برگزار خواهد شد.

غلامي با بيان اين‌كه امسال نيز همچون دوره‌هاي قبل براي مراسم پاياني، يك مهمان ويژه خواهيم داشت، عنوان كرد كه فعلا درحال مذاكره در اين باره هستيم.

يونس تراكمه، مهسا محب علي، مهدي يزداني‌خرم، حسن محمودي، محمد حسيني و علي‌اصغر سيد‌آبادي داوران نهمين جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات هستند.

در هشتمين دوره اين جايزه «فرشته‌ها بوي پرتقال مي‌دهند» نوشته حسن بني‌عامري در بخش رمان و «شب‌هاي چهارشنبه» نوشته آذردخت بهرامي در بخش مجموعه داستان برگزيده شدند.

بهمن شعله‌ور مهمان ويژه مراسم پاياني سال قبل بود كه پس از سال‌ها به ايران بازگشته بود.

غلامي درباره سطح كيفي آثار بررسي شده معتقد است كه هم در مجموعه داستان و هم در رمان، آثار را بايد نسبت به شرايط موجود نقد و بررسي كرد.

او مي‌افزايد كه برخي معتقدند كتاب‌هاي خوبي در سال 86 نداشتيم، اما ما رويكرد مثبتي داريم و معيار سنجش ما بررسي آثار در همان سال انتشارش است.

بيايد درباره ي خودش حرف بزنيم

مثل اين كه رسم شده كه برخي ها وقتي مي خواهند در دفاع  از يك اثر حرف بزنند، درباره ي چيزهايي مي گويند كه در اثر يا آثاري ديگربه هر دليل دلزده شان كرده و د رداستان مدنظرشان، آن چيزها وجود ندارد.  بوي نوعي تخطئه و تسويه حساب و دست رد زدن از آن حس مي شد. درباره ي ديگري است  و تنها امكان اثري را كه قرار است درباره اش حرف بزنند، نابود مي كند. مثال مي زنم يا روشن تر گفته باشم؛ از رمان يا مجموعه داستاني ستايش مي كنند، چون كه شهري نيست و در يك آپارتمان نمي گذرد و آن را به عرش مي رسانند و يا كه بومي نيست و زبان سخت ندارد، پيچيده نيست و ...

 راستي چگونه است كه برخي از ماها طفره مي رويم از اين كه بگوييم اثر مورد علاقه مان دقيقا چه چيز يا چيزهايي دارد كه سرذوق مان آورده.؟

 برخي از حرف ها و ياداشت ها، تنها به بهانه ي يك اثر نوشته مي شوند و هيچ ربطي به خود آن اثر ندارند و انگار قرار است در مجال پيش آمده گفته شود كه فلان اثر و نويسنده مورد پسند نبوده است.

 نقدها و ياداشت ها و حرف هايي نيز هستند كه دقيقا خود اثر را نشانه مي روند. اين ها چيزهاي كمي مي گويند، اما هرچه مي گويند نشاني هاي دقيق اثري را مي دهند كه دارند درباره اش حرف مي زنند.  در اين دسته آثار ديگر قرار نيست به بهانه ي حرف زدن درباره ي اثري، با اثر و نويسنده و جريان ديگري تسويه حساب كرد.

به نظرم خواننده ي دقيق يك اثر، وقتي مي خواهد درباره ي اثر مورد نظرش حرف بزند، اهل حاشيه رفتن نيست. درباره ي چيزهايي خيلي جزيي حرف مي زند كه يك جورهايي كشف خود او از همان اثر است و از سر ذوق درباره ي اين كشفش حرف مي زند.

::::نامه برنارد شاو در توصیف دوستان شیطان، با ترجمه ابراهيم گلستان ::::"خاله‌بازی" نوشته بلقیس سلیمانی برنده كتاب فصل ::::چرا کافه پیانو به چاپ نهم رسید؟ ::::مشکلى که بعدها با گلشیرى پیدا کردم، این بود که او ناگهان پس از ازدواج با همسرش تغییر شخصیت داد ::::به حامد حبیبی به خاطر نوشتن این دو داستان باید تبریک گفت ::::ده چیزی که باید درباره‌ی «عتیق رحیمی» بدانیم ::::تنبیه در دوره قاجار ::::کارگاه داستان مشق دموکراسی ::::داستانی نه تازه، قاضی ربيحاوی ::::چه جایزه بگیرم و چه نگیرم من یوسف علیخانی هستم  

::  آرشيو لينک‌های روزانه

:::وبلاگ ها:::::::::::

 

::::سایت ها::::::

« آينده مهر ۱۳۸۷ گذشته »
ش ی د س چ پ ج
    ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹
۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰      
             

  ماهانه        

  موضوعي    

              تغييرات در اين صفحه بتدريج ادمه دارد